که سرگردان میچرخید
که باد سورمه ای رنگت....
کنارم بود و میلرزید
کاش سرمات کنارم بود
کاش میبوسیدمت با درد
من محتاجم به حدی که...
گاهی صدایت میزنم نامرد
تو تاریکی تو زندانی
تو تنها ماهی ات مرگ ست
رها کردی شاخه هایت را....
که تنها حاصلش برگ است
.
.
.
برچسب:
نویسنده: سارا صادقی