. - تاریخ: 1402/7/30 ساعت: 19:35
سلام نمیدونم کی هستی وچرا تو وبم اومدی...اینجا جاییه که من حرفامو مینویسم و کسی خبر نداره...همه ی پست ها حرفای مبهم خودمه...ازبس غمامو تنهایی خوردم....هی دوره کردم دلتنگی هامو...عادت ندارم خوب باشم....$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_________________________$$$$_______$$$$$$$$$$________$$$$_________$...
- تاریخ: 1401/10/21 ساعت: 13:33
ولی من دوست داشتم سالها با تو سکوت کنم....
... - تاریخ: 1401/2/23 ساعت: 22:54
میگریزم خسته در صحرای تو ، صحرای تو...
..... - تاریخ: 1400/5/27 ساعت: 23:46
خودت را کم میکنی از من نمیدانی تا حرفش را میزنی تمامم را میگیری از خودم....
دینگ دینگ - تاریخ: 1397/1/29 ساعت: 14:10
سلام نمیدونم کی هستی وچرا تو وبم اومدی...اینجا جاییه که من حرفامو مینویسم و کسی خبر نداره...همه ی پست ها حرفای مبهم خودمه...ازبس غمامو تنهایی خوردم....هی دوره کردم دلتنگی هامو...عادت ندارم خوب باشم....$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_________________________$$$$_______$$$$$$$$$$________$$$$_________$...
گلایه... - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 18:02
دیریست که احوال من دیوانه نپرسی علت مواجی گیسوی ره شانه نپرسی هر کس جز تو مرا پیله ی زیبا نگردد حال روا دار کز غم پروانه نپرسی...
من نگهم سوی توست... - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 5:58
میبینمت بالای قصری شیشه ایکه ساختم این سالها همراه تو... بی پایه ام بی ستوووون اما تو مرا سقف و سرایی... سخت ست که آوار نشوی روی سرم اما تو مرا تنها نگذاری... هرچه گذرد بر احوالم من نگهم سوی توست سخت است دردم کشی هردم من زخم خورم تو مرهم شوی بر من سخت است چشمه ی چشم خشک شود تو باز روانش بدهی در من.....
باید همین الان ثبت شه 2:13 - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:28
But this time is diffe t The rules dont apply But i need some distance to step out of line...
خواهی واگذاری مرا... - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:28
بهار من سکوت بنفشه های زردهگرفته بوی حسرت بهار من چه سرده به چشم من چه تنگه دنیا بدون چشمات :'( از خون من میجوشه هنوز همه نفسهات تو مست بوی بارون اروم و دلشکسته به روح من پس از تو غبار شب نشسته (میشینه :(....) هوس دوباره زخمی به پیکرم کشیده جنون و بی قراری نفس ازم بریده من ناگزیر و خاموش از پا نشسته
قوز - تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:14
دوستان شالاتان تا حالا فکر کردی چرا بعضی از پیرزن پیرمردها از بعضی دیگه بیشتر کمرشون قوز داره؟من فکر میکنم قوز کمر با انزواگری رابطه مستقیم داره... مثلا من که تو تنهایی خودم آدم منزویی هستم و هر وقت تو تنهاییم تند تندقدم میزنم سرم پایینه کاملا قوز میکنم...یا هر وقت تو سرمای خیلی وحشتناک میخوام بزن
من وصلش نمیشم چرا... - تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:14
ببین رفیقمن روحمو جوونیمو آرزوهامو من رفیق.... بربادم یک باد معلق لعنتی که هر ساعت به زمین میکوبونمو دوباره بلندم میکنه و میچرخونم...میزنتم به دیوار این و اون...پرتم میکنه از پنجره تو خونه ها و دوباره از پنجره ی بعدی بیرونم میکنه هر چیم که از هرجا بردارم ازم میگیره و میبره و میندازه اینور و اونور...
گاهی ،برایت شعری - تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:14
سرم گیج تمنایتکه سرگردان میچرخید که باد سورمه ای رنگت.... کنارم بود و میلرزید کاش سرمات کنارم بود کاش میبوسیدمت با درد من محتاجم به حدی که... گاهی صدایت میزنم نامرد تو تاریکی تو زندانی تو تنها ماهی ات مرگ ست رها کردی شاخه هایت را.... که تنها حاصلش برگ است . . .
رقصان - تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:14
تو ندیدیخوشحالیت چقدر بمن میچسبید تو ندیدی رقصت چقدر کل کلماتی رو که برام میگفتی رو به لرزش در میاورد ...تو ندیدی چقدر چشمات برق میزد وقتی بمن بالن و دادی ....تو ندیدی چقدر نبودنت چشمای منو سرگردون میکرد....تو ندیدی و هیچکس ندید و من چه خوشبختم که درگیر دیوونگیت بودم دیوونه جووووون!!
برف - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 5:29
آسمون قرمز...آسمون برفی... تو چقدر برف و دوس داری رفیق کاش اینجا بودی...
اشک - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 5:29
فکر کن توی سرم فقط کمی غم دارم دوتا غده ی آب توی چشم کم دارم گفتند دیوانست نمیفهمد کاش بمیرد دردست بودن و نبودن را با هم دارم...
شعرم... - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 6:54
قدم برداشتم و برگشت خوردم تمام درد را به خانه بردم درون خانه ام با ناله رفتم کنار صندلیه چندساله رفتم دلم تنهایی بیمار میخواست جهان بسته ی دیوار میخواست نگاه خیره ام پایدار میشد سیگاری روی میز اشکار میشد بیرون خانه کسی افسرده تر بود رفیقی پیپ دار دیوانه تر بود جهان بسته ام مهمان میخواست برای ساعتی ط...
بلاتکلیف - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 6:54
من توی دنیای خودم دربه در شدم نتوانستم تکلیف خودم را مشخص کنم نخواستم از تنهایی بیرون بیام خودم نخواستم....وای کاش میخواستم... تاکی این دربه دری...تاکی راه ندادن کسی به زندگیم... تا کی تنهایی که نه دیوانگی.... من در دنیای خودم خودم را دربه در کردم...و ای کاش میفهمیدند...
روحی ازم رفت.... - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 6:54
26 دی این ساعت تقریبا کسی حواسش به رفتن تو نیست...و باز یادت میفتم کم کم اخم به چهره م میاد و اشک......از این واژه های سنگین متنفرم مهدی زمینم زدی مهدی شکستم دادی...این که چرا رفتی و میفهمم اما تحمل نکردن این حجم نبودنت رو نمیفهمم... یادت میاد چقدر عاشقت بودم؟؟چه شعرهایی که برات نوشتم یادت میاد چقدر...
باز رفیقم... - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 6:54
روزی میشود که هیچ راهی برای گفت و گو باهات ندارم و فقط دنبال فرصتی ام که بیام اینجا و...روزی میشه که واقعا از همه و همه و همه و...به تو فرار میکنم...نوشته هایم نوشته هایم نوشته هایم را باید ببینی که چقدر به بلوغ رسیدن وچقدر دوستشون دارم...:)
اخرش باید همینقدر دووور و دوستداشتنی... - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 6:54
باید اخر بسپارمت به یک روز مشخص در سالیان دور و برم...باید اخر ناگهان نامه ای از من وسط روزهای کسل کننده ات به دستت برسد.....باید اخر لب دره ای بنشینیم و پاهایمان اویزانش باشد...باید اخر تورا به خانه ام به صرف دیدن یک غروب دعوت کنم...وقت رفتنت چشمانم را ببند وبرو تا همیشه تو گم و من گمراه باشم...بای...

برچسب‌های مرتبط

برف چت | برف موزیک | اشکان دژاگه | اشکان خطیبی | auvl grow green | بلاتکلیفی در زندگی | بلاتکلیف به انگلیسی | بلاتکلیف رضا یزدانی | رفتم اما عقب عقب رفتن | ساقیا امشب پر از دردم خرابم کن