خرید بک لینک
ببین رفیق

من روحمو

جوونیمو

آرزوهامو

من رفیق.... بربادم یک باد معلق لعنتی که هر ساعت به زمین میکوبونمو دوباره بلندم میکنه و میچرخونم...میزنتم به دیوار این و اون...پرتم میکنه از پنجره تو خونه ها و دوباره از پنجره ی بعدی بیرونم میکنه هر چیم که از هرجا بردارم ازم میگیره و میبره و میندازه اینور و اونور...گاهی یه کلاه بزرگ میاره میزاره روسرم دوباره خودش میزنه میبرتش...گاهی محکم میوزه و کفشامو میکنه و میزنه تو سر بقیه و نگام میکنن و باز محکم تر میوزه و پام میکنه کفشامو....گاهی وقتا تلو تلو میکشونتم جلو یه جنگل که ماتش میشم و تا میخوام حس و حالمو با جنگله در میون بزارم دو دور میچرخونتم و دورم میکنه ازش...و تو دقیقا وسط همون جنگله ای همونجا که بهش علاقه دارم اما وصلش نیستم گاهی انقدر من و ازت دور میکنه که نقطه میشی میبرتم اینور و اونور و سرگرمم میکنه منم سرگرم میشم خوشحال میشم اما همیشه یه جنگل مرموز تو ذهنم میچرخه که همیشه میخاستم بیفتم وسطش اما این باد لعنتی.....

برچسب: نویسنده: سارا صادقی تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 5:14

صفحه بندی