من به دلم قول داده ام
هرگز رنگی به آنها نماسم
هرگز موجش را نخوابانم
اما..
آه از ان مرد همبستر خواه که قرار است سالها این موج را
با دستان کیهانی مرده اش
در پشت اواز مسخره ی لبهایش
به ناچاری متوقف کند...
کشته ی این احساسات نخواهم شد
خوب میفهمدم
اما رهایم نخواهد کرد
او منه افسرده ی مبهوت پر از ماتم را
سال ها غم خورده ی مجروح لبالب درد را
به احمقانه ترین
روش ممکنش دوست دارد...
برچسب:
نویسنده: سارا صادقی